محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4437

تاريخ الطبرى ( فارسي )

عبد الله بن علاثه را با تنى چند از بزرگان جزيره به نزد وى فرستاد . در اين سال يزيد بن وليد درگذشت . وفات وى روز آخر ذى حجه سال صد و - بيست و ششم بود . اسحاق بن عيسى گويد : يزيد بن وليد در ماه ذى حجه پس از عيد قربان به سال صد و بيست و ششم وفات يافت و مدت خلافت وى پنج ماه و دو روز بود . به گفتهء هشام بن محمد يزيد شش ماه و چند روز خلافت كرد . به گفتهء على بن محمد مدت خلافتش پنج ماه و دوازده روز بود . به گفتهء على بن محمد درگذشت يزيد ده روز مانده از ذى حجه بود به سال صد و بيست و ششم كه در آن وقت چهل و شش سال داشت و مدت خلافتش شش ماه - و دو روز بود . وفات وى در دمشق بود . دربارهء مدت سنش اختلاف هست : به گفتهء هشام به وقت وفات سى سال داشت . بعضىها گفته‌اند : وقتى بمرد سى و هفت سال داشت . كنيهء يزيد ابو خالد بود . مادرش كنيزى بود به نام شاه آفريد دختر فيروز پسر يزدگرد پسر خسرو و هموست كه شعرى گويد بدين مضمون : « من پسر خسروم و پدرم مروان است « قيصر جد من است « و جدم خاقان است . » گويند : وى قدرى بود ، چنان كه در روايت على بن محمد آمده تيره گون ، و بلندقامت و كوچك سر بود ، خالى به چهره داشت . مردى نكو منظر بود ، دهانش كمى فراخ بود نه چندان زياد . به گفتهء واقدى او را يزيد ناقص گفتند از آن رو كه ده درمى را كه وليد بر مقررى كسان افزوده بود بكاست . اما به گفتهء على بن محمد ، مروان بن محمد او را نكوهش كرد